وقتی نهج البلاغه را می خواندم یک خطبه ای نظرم را جلب کرد. خطبه 141 قسمت دومش.
نوشته بود شناخت حق و باطل. خطبه آشنایی هست و شاید خیلی از ما این خطبه را شنیده باشیم ولی مهم دقت کردن در خطبه هست.
خطبه این بود:
(پرسیدند معنای حق و باطل چیست؟ امام انگشتان خود را میان چشم و گوش گذاشت و فرمود)
باطل آن است که بگویی «شنیدم» و حق آنست که بگویی «دیدم».
اگه فکر کنیم می بینیم که چقدر از تعریف ها و صحبت های ما تو زندگی با این عبارت شروع میشه که: شنیدم یا فلانی تعریف می کرد، یا اون شخص گفت.
شاید خیلی از این اتفاقاتی را که با هیجان برای اطرافیانمون تعریف می کنیم خودمون با چشم خودمون ندیده باشیم. اینها جزو شنیدم قرار می گیره و در واقع سخن باطل هست.
حق اونی هست که با چشم خودت دیده باشی.
ولی اگر بیشتر فکر کنیم می بینیم بعضی وقتها چشم هم خطا می کنه و خطای دید را هم باید در نظر گرفت.
بعد حکمت 281 نظرم را جلب کرد. نوشته بود:
اندیشیدن همانند دیدن نیست ، زیرا گاهی چشم ها دروغ می نمایاند اما آن کس که از عقل نصیحت بخواهد به او خیانت نمی کند.
پس هر چیزی را هم که دیدیم نباید صد در صد باور کنیم و قطعی بدونیم. حتی اگر چیزی هم دیدم اول باید فکر کنیم ببینیم همچین چیزی امکان داره یا نه.
ملخ از arthropoda یا بند پایان هست.که دارای سه جفت پای بند بند هست.
در قسمتی از خطبه 185 نهج البلاغه تعدادی از ویژگی های این موجود آورده شده است.
در این خطبه می خوانیم:
و اگر می خواهی در شگفتی ملخ سخن گو، که خدا برای او دو چشم سرخ 1 ، دو حدقه چنان ماه تابان آفرید. به او گوش پنهان2 و دهانی متناسب اندامش بخشیده است.3 دارای حواس نیرومند، و دو دندان پیشین است که گیاهان را می چیند4 . و دو پای داس مانند که بوسیله آن اشیا را می گیرد. کشاورزان برای زراهت از آنها می ترسند و قدرت دفع آنها را ندارند گرچه همه متحد شوند. ملخ ها نیرومندانه وارد کشتزار می شوند و آنچه میل دارند می خورند، در حالی که تمام اندامشان به اندازه یک انگشت باریک نیست!.
1- همان طور که در شکل می بینیم حشرات دارای چشم های مرکب هستند. چشم مرکب ساختاری است که از تعداد زیادی چشم ساده تشکیل شده و هر جز چشم ساده در آن خود دارای ساختمان کامل است. چشم مرکب به خاطر این ساختاری که دارد باعث می شود حشره حرکات کوچک را هم سریع تشخیص دهد و دقت زیادی در بینایی حشره ایجاد می کند. احتمالا تصویری که به دست می دهد موزائیکی است.
۲- در خطبه عبارت گوش پنهان استفاده شده است. در شکل هم می بینیم که ملخ دارای ابزاری برای شنوایی است که اصطلاحا به آن Tympanic membrane یا پرده صماخ می گویند. و همان طور که در شکل محل قرارگیری این پرده پیداست این عضو شنوایی در زیر بالها و در کنار پاهای عقبی قرار گرفته است.

1-
۳ - بدون شرح!!!!! می تونید در شکل ببینید .
۴-دو دندان پیشین یا اصطلاحا mandibleکه برای چیدن گیاهان از آن استفاده می کند. ملخ حیوانی گیاهخوار است. این دو وسیله در شکل پیداست
اگر به آیه های قرآن نگاه کنیم، آخر بعضی از آیات عبارت : لقوم یعقلون ، آورده شده.
خیلی دوست داشتم ببینم عقل چیه، جایگاهش کجاست و یا اینکه تا چه حد قدرت داره. و اینکه این گروهی که تعقل می کنند و اهل تعقل هستند چه کسانی هستند.
در حدیثی از امام باقر آمده که خداوند در خطاب به عقل فرمود: بعزت و جلالم سوگند که مخلوقی که از تو پیشم محبوبتر باشد نیافریدم.....
یک سخن معروف هم از امام ششم هست که در جواب این سوال که ازشون می پرسن عقل چیه ؟ می فرمایند که : ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ وَ اکتُسِبَ بِه الجنانُ. یعنی چیزیست که خدا بوسیله آن پرستش شود و بهشت بدست آید.
عقلی که اینجا در موردش بحث میشه عقل کاملی هست که همان قوه تشخیص و ادراک و وادار کننده انسان به نیکی و صلاح و باز دارنده او از شر و فساد هست. این عقل هست که وسیله پرستش خدا قرار میگیره و بهشت بوسیله اون بدست میاد. عقلی که بوسیله اون حیا و دین بدست میاد.
از امام صادق می پرسن که پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمودند: آن نیرنگست، آن شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد ولی عقل نیست.
حالا این سوال پیش میاد که آیا همه ما اون عقل کامل را داریم؟ سهم هر کسی چقدره؟ با این ابزاری که خدا قرار داده وظیفه پیامبران و امامان چیه؟
خداوند خطاب به عقل میگه: ترا تنها به کسانی که دوستشان دارم بطور کامل دادم. و همانا امر و نهی و پاداشم متوجه توست. پیامبر می فرمایند: و خدا پیغمبر و رسول را جز برای تکمیل عقل مبعوث نسازد و عقل او برتر از تمام امتش باشد.
پس متوجه میشیم که خدا این نعمت بزرگ را به رسولانش به طور کامل داده. و بقیه مردم برای اینکه عقلشون کامل بشه به رسولان خدا نیاز دارن. و نیاز به پیروی از اونها دارن و پیروی از اونها را هم عقل حکم میکنه. پیامبران هم هیچگاه به اندازه عقل خودشان با مردم سخن نمی گن بلکه به اندازه عقل مردم با مردم سخن گفتند.
چند تا سخن از امیر المؤمنین علی (ع):
Ø بردباری پرده ای است پوشاننده و عقل شمشیری است بران، پس کمبودهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و هوای نفس خود را با شمشیر عقل بکش. حکمت 424
Ø عقل تو را کفایت کن که راه گمراهی از رستگاری را نشانت دهد. حکمت 421
Ø هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون نادانی نیست. حکمت 54
Ø از جمله علامات عاقل اینست که سه خصلت در او باشد:
1-چون از او پرسند، جواب دهد.2- چون مردم از سخن درمانند او سخن گوید.3- رأیی اظهار کند که بمصلحت همگان باشد . کسی که هیچیک از این صفات ندارد احمق است. فرمودند: در صدر مجلس نباید نشیند مگر مردیکه این سه خصلت یا یکی از آنها را داشته باشد و کسیکه هیچ ندارد و در صدر نشیند احمق است.
بسم الله الرحمن الرحیم
تا صورت پیوند جهان بود علی بود تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که وصی بود و ولی بود علی بود سلطان سخی و کرم و جود علی بود
مسجود ملائک که شد آدم زعلی شد آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود
هم آدم و هم شیث و هم ایوب و ادریس هم یوسف و هم یونس وهم هود علی بود
هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس هم صالح پیغمبر داوود علی بود
آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس در خوان جهان پنجه نیالود علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بستود علی بود
آن عارف سجاد که خاک درش از قدر از کنگره عرش بر افزود علی بود
آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام تا کار نشد راست نیاسود علی بود
آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر بر کند به یک حمله و بگشود علی بود
چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم از روی یقین در همه موجود علی بود
این کفر نباشد , سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علی بود
سِر دو جهان جمله زپیدا و ز پنهان شمس الحق تبریز که بنمود علی بود

