تقریبا هممون شنیدیم که میگن روزه سپر آتش هست.
یعنی یک حدیث هست و در نهج البلاغه هم اومده.
چند وقت پیش به این فکر می کردم که این حدیث یعنی چی و روزه چطور می تونه سپر آتش باشه.
به این نتیجه رسیدم که:
اول باید ببینیم آتش چیه ؟ در روایات و احادیث و قرآن اومده که نتیجه انجام دادن اعمال بد و ناشایست آتش هست و اونم آتش جهنم. در واقع نمود اعمال بد ما در این دنیا به صورت آتش هست در جهان آخرت.
ولی وقتی روزه می گیریم سعی می کنیم از این اعمال زشت دور باشیم. و گناه نکنیم . در واقع از آتش دوری می کنیم پس روزه مثل یک سپر نمی زاره ما به آتش (گناه ) نزدیک بشیم.
همه ما خیلی از کارهایی را که می دونیم هم درست نیست در ماههای دیگه خیلی راحت انجام می دیم ولی در ماه رمضان وقتی روزه هستیم دیگه انجام نمی دیم و حرمت روزه و ماه رمضان را نگه می داریم.
مثلا وقتی می خوایم دروغ بگیم یا حرف زشتی بزنیم یا غیبت کسی رو بکینم به خودمون می گیم فعلا روزه هستم بذار بعد از افطار!!!!!!!!!!!!!!!
یا خیلی ها وقتی روزه هستند آرایش نمی کنن یا کمتر آرایش می کنن. یا افرادی هستند که اهل نماز هم نیستند ولی این ماه رمضان را هم روزه می گیرن هم نماز می خوانند.
دقیقا اینجوری هست که روزه سپر هست در برابر آتش یعنی سپری هست در مقابل نفس ما و در مقابل ما که گناه نکنیم و به آتش گناهان نزدیک نشیم.
ماه رمضان شد می و میخانه بر افتاد ---------عشق و طلب و باده به وقت سحر افتاد
************************************************
***********************************
**********************
************
****
*
بالاخره ماه زیبای رمضان هم داره از را می رسه. بهتره به استقبالش بریم و خودمون را آماده کنیم.
یک شعر زیبا درباره رمضان در وبلاگ یکی از دوستان دیدم گفتم بذارم اینجا شما هم استفاده کنید.
امشب دری به خلوت میخانه بازکن بیدل به سوی قبله مستی نماز کن
بنشین شبی به میکده با بیدلان مست از زاهدان رنگ وریا احتراز کن
بوی خمار می شنوم از نیاز تو خود را به بوی می زجهان بی نیاز کن
فصل تلاوت صحف مستی است و عشق یک سوره می بخوان وسپس در فراز کن
مستی طلب به لیله قدری که امشب است بنشین به کوی میکده راز ونیاز کن
لب بسته ای به روزه اگر این زمان بیا یک جرعه می بنوش وبه می روزه باز کن
گر همچو عارفان تو خمار ولایتی دستی به سوی ساقی کوثر دراز کن
خواهی اگربه کوی اجابت شوی مقیم امشب دری به خلوت میخانه بازکن
در گذشته، حتی در همین زمان، در خیلی از جاهای ایران وقتی زنی چند بار دختر به دنیا می آورد از طرف همسر و خانواده طرد می شد. و خیلی از زندگی ها به طلاق کشیده می شد و یا مرد دوباره ازدواج می کرد تا بالاخره پسر گیرش بیاد. ولی غافل از اینکه این سلولهای جنسی زن نیستند که مسئول تعیین جنسیت جنین را به عهده دارند بلکه این اسپرم ها هستند که در کروموزوم های جنسی خود دارای تنوع هستند.
این موضوع حتی در قرآن هم بیان شده:
در آیه 45-46 سوره النجم خداوند می فرماید:
و انّه خلق الزوجین الذکر و الانثی من نطفه اذا تُمنی
و هم اوست که دو نوع می آفریند: نر و ماده از نطفه ای چون فرو ریخته می شود.
تعیین جنسیت بستگی به سلولهای پدری دارد. هر انسانی در هر سلول خودش دارای دو سِت یا 2n کروموزوم هست. که انسان را موجودی دیپلوئید کرده است. در واقع هر سلول انسان 46 عدد کروموزوم یا 2×23 . اما در سلولهای جنسی (اسپرم در مرد ها و تخمک در زنها) این قاعده باید بهم بخورد. و طی تقسیم میوز تعداد کروموزومها در هر سلول جنسی نصف می شود و می شود 23 عدد. (تا دوباره از لقاح دو سلول 23 کروموزومی یک سلول اولیه و یا زایگوت 46 کروموزومی ایجاد شود.)
هر فرد 46 کروموزومی دارای دو عدد کروموزوم جنسی است که کروموزومهای جنسی را با علامت X و Y نشان می دهند. اگر دو کروموزوم جنسی فردی به صورت XY باشد فرد مذکر و اگر به صورت XX باشد مونث است. هنگام میوز این دو کروموزوم از هم جدا می شوند و فرد مونث در همه سلولهای جنسی فقط نوع X را داراست اما فرد مذکر در نیمی از اسپرم ها دارای X و در نیمی دیگر Y دارد.
حالا اگر اسپرم دارای X با تخمک لقاح پیدا کند (ایجاد حالت XX ) فرزند ایجاد شده دختر خواهد شد و اگر اسپرم دارای کروموزوم جنسی Y با تخمک لقاح کند (ایجاد حالت XY ) فرزند ایجاد شده پسر خواهد بود.
پس در انسان تعیین جنسیت جنین بر عهده جنس نر هست.

قرآن کریم در موارد مختلفی از خلقت انسان گفته و مراحل آن را ذکر کرده.
یکی از معروفترین آیه ها در این موردآیه 12-14 سوره مومنون هست.
ترجمه آیه این هست:
و به یقین انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم .سپس او را نطفه ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه در آوردیم. پس آن علقه را مضغمه کردانیدیم، و آنگاه مضغمه را استخوانهایی ساختیم . بعد استخوان ها را با گوشتی پوشاندیم، آنگاه آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.
در این آیه مراحل مختلفی را از تشکیل اسپرم و تخمک تا هنگام تولد یک کودک بیان می کند. که این مراحل را در آیه به ترتیب: 1- نطفه 2- علقه 3- مضغمه 4- عظاما 5-لحما
همیشه برای خودم فهمیدن معنی این عبارات سخت بود. ولی هم معنی این ها را فهمیدم و هم اصطلاحات معادل این عبارات را در علم جنین شناسی.
معنی عبارات:
1- نطفه: نطفه شامل چیزی است که در مرد و زن برای لقاح تولید می شه که در مردان به آن منی و در زنان تخمک گفته میشه. لقاح یا Fertilization مرحله ادغام این دو گامت است و نتیجه آن تشکیل اولین سلول تشکیل دهنده جنین به نام زایگوت هست.
2- علق: در لغت یعنی خون بسته ای که آویزان هست. بعد از تشکیل زایگوت، این سلول اولیه شروع به تکثیر می کنه و در عین حال از طریق لوله رحمی به سمت رحم حرکت میکنه در این حال به این توده سلولی بلاستوسیت می گویند. بلاستوسیت بعد از رسیدن به رحم به دیواره رحم متصل می شه به این حالت جایگزینی گویند. در پایان هفته اول، بلاستوسیت به صورت سطحی در لایه متراکم اندومتریوم لانه گزینی می کند.
3- مضغمه: در لغت یعنی قطعه ای از گوشت که شبیه گوشت جویده شده است. استاد مکارم شیرازی در این با ره می فرمایند: "کم کم جنین شکل یک قطعه گوشت جویده شده به خود می گیرد بی آنکه اعضای مختلف بدن در آن مشخص باشد." در واقع این مرحله معادل مرحله گاسترولاسیون است یا مرحله تمایز لایه های زاینده. که از هفته سوم شروع می شه . که جنین سه لایه را داریم در این مدت سیستم عصبی شروع به تشکیل شدن می کنه و در انتهای هفته سوم خون جریان پیدا می کنه و قلب شروع به زدن می کنه. و بدین ترتیب اولین اندامی که به مرحله فعالیت می رسه سیستم قلبی- عروقی هست.
4و5- در اینجا اول گفته استخوان را در مضغه ایجاد کرده و سپس گوشت روی آن پوشانده.
خوب مسلما باید همین طور باشه. می بینیم در سه ماهگی (هفته 9-12) مراکز استخوان سازی اولیه مخصوصا در جمجمه و استخوان های دراز ظاهر میشه. و در ماه های بعد هست که سیستم عضلانی طفل ایجاد میشه و عضلات روی استخوان های ساخته شده را می گیرند.
در نگارش قرآن کریم.
در تاریخ اسلام می بینیم که پیامبر اکرم قران را بر روی اشیاء صاف و محکم (مانند کتف استخوان گاو یا شتر) می نوشتند، بعضی ها فکر می کنن که این اقدام به لحاظ فقر مادی و مالی و یا بی سوادی و نبودن وسائل نگارش بوده است اما این طور نیست بلکه این کار پیامبر به لحاظ ویژگی نزول تدریجی قرآن کریم در مدت طولانی (23سال) بوده است. و همچنین به خاطر سفرها، حوادث و ترتیب آیات قرآن(چون آیات قرآن با این ترتیب که می بینیم بر پیامبر نازل نشده. و آیات به صورت پراکنده و جدا جدا نازل می شده).به خاطر این که همزمان می بینیم که
الف: پیامبر اکرم نامه های سران ممالک جهان را روی پوست حیوانات و کاغذ های مرسوم آن زمان می نوشته اند
ب: کاتبین وحی و برخی از صحابه برای خود مصحف هایی نوشته بودند که بین دو جلد بود یعنی بر روی چیزی به اسم کاغذ.
ج: قبل از بعثت اشعار جاهلی بر روی پارچه های زربافت و گران قیمت نوشته می شد.
د: در اشعار عرب جاهلی اشعاری موجود هست که نمایانگر وجود کاغذ هایی در عرب که حتی از لحاظ کیفیت بسیار بهتر از کاغذ های موجود در ایران آنروز بوده است.
پس می توانیم نتیجه بگیریم که:
قرآن کریم را پیامبر به این خاطر بر این ابزار نوشتند که هر لحظه بشود آن را مرتب کرد و آیه بعدی به راحتی در جایگاه خودش قرار بگیرد یعنی چیزی شبیه کارتهای حسابداری بانکها.
و در واقع این روش با توجه به امگانات آنروز پیشرفته ترین و کاملترین سیستم جمع آوری بوده است.(آخه اون زمان هنوز کامپیوتر اختراع نشده بود!!!!!!!!!!!!)
مدارک:
دیوان مفضلیات: ابی العباس المفضل بن محمد
عصر جاهلی : شوقی ضیف
اگر به اطلاعات و مدارک بیشتری نیاز داشتید حتما بگید تا در اختیارتون بذارم.
امام صادق (ع): آگاه باشید به درستی که من اگر آن روز را درک می کردم هر آینه خودم را در اختیار حضرت صاحب الامر می گذاشتم.
*****************************************************************
دعای ندبه: کجاست آن که برای بر انداختم بیداد و ظلم امید به اوست؟
*****************************************************************
زیارت روز جمعه: درود بر تو ای حجت خدا روی زمین ، درود بر تو ای دیده خدا بر خلقش.
*****************************************************************
رسول خدا(ص): در دولت او مردم از نیک و بدشان آنچنان در رفاه و آسایش به سر می برند که هرگز نظیر آن دیده نشده، و زمین آنچه روئیدنی دارد از مردم خود داری نمی کند. مال به قدری فراوان می شود که هرکس نزد او بیاید و درخواست مال کند دامن او را پر می کند.
****************************************************************
دعای ندبه: کجاست شکننده شوکت تجاوزگران؟
****************************************************************
رسول خدا(ص): مهدی مردی از اولاد من است. روی او همچون ماه درخشنده است.... آسمانیان و زمینیان از خلافت او خشنود شوند.
*******عید همتون مبارک*********
دگر جانها به لب آمد ز هجران بیا ای وارث آل محمد
الان در ماه مبارک و پربرکت شعبان هستیم و درآستانه نیمه این ماه. معمولا بیشترین جشنها و مراسم شادی برای این عید برگزار میشه.
به خاطر این روز عزیز منهم تصمیم گرفتم چند تا از مطالبی را که حضرت علی(ع) در مورد امام زمان فرمودند و در نهج البلاغه آمده، بنویسم.
یکی از این مطالب ، خطبه 150 هست. قسمتی از این خطبه را براتون می نویسم:
بدانید آن کس از ما (حضرت مهدی«ع») که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر و امامان رفتار می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملت های اسیر را آزاد سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند. حضرت مهدی (عج) سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آن چنان که اثر شناسان، اثر قدمش را نمی شناسند، گرچه در یافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان کنند.1 سپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند، و چونان شمشیر ها صیقل می خودند، دیده ها شان با قرآن روشنایی گیرد و در گوش هاشان تفسیر قرآن طنین افکند، و در صبحگاهان و شامگاهان جامهای حکمت سر می کشند.
توضیح:
1- چند وقت قبل در اخبار شنیدم که بوش یک گروهی را مأمور پیدا کردن اثر و نشانه ای از امام زمان شیعیان کرده. و خودش هم سرپرستی آن گروه را به عهده گرفته.
در حکمت 209 هم خبر از ظهور حضرت مهدی را میدهند و می گویند:
و درود خدا بر او، قرمود: دنیا پس از سرکشی، به ما روی می کند، چونان شتر ماده بدخو که به بچه خود مهربان گردد (سپس این آیه را خواندند)
وَ نُریدُ اَن نَمُنَ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الاَرض وَ نَجعَلَهُم اَئِمَه وَ نَجعَلَهُم الوارِِثینَ
و اراده کردیم که بر مستضعفین زمین، منت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومت ها گردانیم.
تمیز بودن و نظافت یکی از دستورات اصلی دین اسللام هست تا اونجا که همون حدیث معروف را بیان می کنند: النظافۀ من الایمان.
انسانها هم یک خصلتی که دارن اینه که وقتی بهشون میگن این کار را بکن یا اونو نکن، دوست دارن با دلیل براشون بگن چرا......
حالا فکر کنین زمان پیامبر که هنوز میکروبی کشف نشده بوده و موجودات ریز و ذره بینی شناخته نشده بودند، پیامبر چطور باید به مردم می فهمونده که چیزهای کثیف حاوی میکروب هست و باید ازش دوری کرد؟!
برای همین پیامبر از واژه شیطان به جای عبارت میکروب استفاده می کردند. چون شیطان به هر موجود پلید و خبیث گفته می شده، و لزوم دوری از شیطان برای مردم بیان می شده. و اسم خاص «ابلیس» نیست.
چند تا روایت از می گم تا ببینید که ایشان به جای استفاده از میکروب از واژه شیطان استفاده شده:
1- پیامبر: زباله را در خانه و محیط زندگی خود نگاه ندارید که محل آرامگاه شیطان است.
2- پیامبر: خانه عنکبوت در منازل شما خانه شیطان است.
3- امام باقر: ناخنها را به این دلیل باید گرفت که لانه شیطاننند و منشا فراموشی.
4- امام صادق: پنهان ترین و ناپیدا ترین راهی که از آن شیطان بر آدمی مسلط می شود، لانه کردن او در زیر ناخنهاست.
تصور کنید ائمه از همون واژه میکروب استفاده می کردن، اون وقت مردم می گفتن میکروب چیه؟ موجود ذره بینی چیه ؟ میکروسکوپ چیه و هزار تا سوال دیگه.
پس هر زمان باید با مردم با زبان خودشون حرف زد و در حد فهم و درک و دانش خود مردم با اونها حرف زد و پیامبران هم در حد عقل مردم با اونها حرف می زدند نه با عقل خودشون....
