يكي از جالبترين و شنيدني ترين ماجراهاي ائمه ، داستانهايي است كه مربوط به قضاوت هاي حضرت علي (ع) مي شود.
من هم اينجا يكي از اين قضاوتها را مي نويسم. بخونيدش جالبه!!!!!!!
ماجرا اينجوري است كه سه نفر بودند كه 17 تا شتر داشتند و بايد اين 17تا شتر را بين خودشون تقسيم مي كردن.
نفر اول نصف شتر ها سهمش بود. ولي عدد 17 به طور صحيح به دو قسمت تقسيم نمي شه و ميشه 5/8 شتر و شتر را هم كه نمي شه نصف كرد.
نفر دوم سهمش يك سوم شتر ها بوده و باز مثل قبلي 17 شتر به 3 قسمت كامل تقسيم نمي شه. و سهم اين بنده خدا هم مي شد5 و خورده اي!!
و نفر سوم هم يك نهم شتر ها سهمش بود و اين ديگه بدتر از بقيه بازهم 17تا به 9 تقسيم كني يك عدد صحيح كامل بهت نمي ده.
اينها هم كه بلد نبودن حساب كتاب رياضي كنن و واحد رياضي هم نه تو دبيرستان داشتن نه تو راهنمايي نه دانشگاه.
رفتن پيش حضرت علي.
ايشان هم اول يك شتر از مال خودشون را به شتر ها اضافه كردن و شتر ها شد 18 تا حالا اين عدد 18 هم راحت به 2 تقسيم مي شد هم به 3 هم به 9.
پس سهم نفر اول شد 2÷18 كه مي شد 9 تاشتر.
نفر دوم هم 3÷18 كه شد 6 تاشتر
نفر سوم هم 9÷18 كه شد 2 تاشتر.
كه هر كدام سهمشون را برداشتند.
9+6+2 هم مي شه 17 تا . پس حضرت علي هم شتر خودشون را كه اضافه كرده بودند برداشتند.
برخي از كلمات و مفردات در قرآن مجيد هستند كه در نظر عده اي از مفسر ها مترادف قلمداد شدند. مثل كملات: انسان، بشر، آدم، يا بني آدم و يا كلمات : اوتوالكتاب، بني اسرائيل، يهود و ......
آيا واقعا اين كلمه ها مترادف هستند؟ و يا اصلا مترادف در قرآن مجيد يه همان معنايي كه در دستور زبان هست موجود هست؟
در دستور زبان دو كلمه كه هر دو يك معنا و مفهوم را برسانند و از لحاظ معنا و مفهوم مغايرت نداشته باشند، مترادف حساب مي شوند، هرچند از لحاظ نوشتاري باهم متفاوت باشند.
مثلا در عبارت انسان به فضا مي رود مي شه جاي آن از كلمه آدم يا بني آدم يا بشر استفاده كنيم.
ولي سوال اينه آيا دو كلمه مترادف به نحو فوق در قرآن مجيد هم موجود است يا نه؟
مثلا در آيه ان الانسان لفي خسر مي توان نوشت ان بني آدم لفي خسر؟
يكي از اوصاف قرآن مجيد اينه كه مي گه "حكيم " هست. و خداوند حكيم، اين كتاب را هم حكيم قرار داده است يعني تمام موارد آن منطبق با يك حكمت الهيه هست و اصطلاحا در همه چيزش حكمتي هست.
اگر بگيم در آيات فرق نمي كنه و مي توان مثلا بجاي بني اسرائيل از كلمه اوتواالكتاب يا به جاي انسان از كلمه آدم استفاده كرد ، با حكمت قرآن و حكيم بودن آن سازگار نيست.
از طرفي كلمه انسان در قرآن اكثرا همراه با توبيخ و نكوهش است ولي كلماتي مثل آدم و بني آدم با تكريم و آموزه هاي بلند عملي يا رهنمون به سوي تقوي الهي همراه است.
و همچنين كلمات بني اسرائيل از از فضيلت و بزرگي و حتي امامت آنان صحبت شده ولي كلمات هادوا با واژه ظلم و ستمكاري و آتش همراه است.
يعني قرآن با يك حكمت مخصوص از اين كلمات استفاده مي كند كه اگر قدري دقت و كنجكاوي بخرج داده شود مي بينيم بر خلاف نظريه گروهي اين قبيل كلمات مترادف نمي باشند.
كم كم غروب ماه خدا ديده مي شود
صد حيف از اين بساط كه برچيده مي شود
در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنكسي است كه بخشيده مي شود
***********************
از دعاي امام سجاد (ع) در وداع با ماه رمضان:
بدرود اي بزرگترين ماه خدا و اي عيد اولياي خدا، بدرود اي گرامي ترين اوقاتي كه همراه بودي و اي بهترين ماه در ميان ديگر روزها و ساعتها. بدرود اي ماهي كه آرزوها در آن نزديك و اعمال و كردارهاي نيك در آن منتشر است، بدرود اي همدمي كه وجودش گرامي و فقدانش درد آور و اميدي كه از دست دادنش رنج آور است. بدرود اي ماهي كه براي گنهكاران بس طولاني بودي و در دلهاي مومنان بس پر شكوه.
امام صادق (ع): كسي كه در ماه رمضان آمرزيده نشود، تا رمضان آينده آمرزيده نگردد مگر آن كه در عرفه حاضر شود.
***********************
***********************
برگ تحويل مي كند رمضان بار تودريع بر دل اخوان
يار ناديده سير زود برفت دير ننشست نازنين مهمان
ماه فرخنده ، روي بر بچيد و عليك السلام يا رمضان
الوداع اي زمان طاعت و خير مجلس ذكر و محفل قرآن
مهر فرمان ايزدي بر لب نفس در بند و ديو در زندان
بلبلي زار زار مي ناليد بر فراق بهار ، وقت خزان
گفتم اندوه مبر كه باز آيد روزه نو روز و لاله و ريحان
گفت ترسيم بقا وفا نكند ورنه هر سال گل دهد بستان
روزه بسيار و عيد خواهد بود تير ماه و بهار و تابستان
تا كه در منزل حيات بود سال ديگر كه در غريبستان
يكي از مواردي كه قرآن به خلقت انسان اشاره مي كنه، پرورش او در سه فضاي تاريك و يا سه ظلمت هست.
يخلقكم في بطون امهاتكم خلقا من بعد خلق في ظلمات ثلاث
شما را در شكم هاي مادرانتان آفرينشي پس از آفرينش ديگر، در تاريكي هاي سه گانه خلق كرديم.
اين كه منظور از اين سه ظلمت و سه تاريكي چيست، بين افراد اختلافاتي هست.
يك عده مي گن كه مقصود از اين سه ظلمت ، همان سه پرده اي است كه جنين داخل آنهاست كه عبارتند از:
1- پرده آمنيون (Amniotic membrane) : اين پرده حفره آمنيون را كه پر از مايع زلالي است به نام مايع آمينوتيك و جنين در آن شناور است، احاطه مي كند.
2- پرده كوريون (Chorionec membrane) كه سلولهاي سطحي آن به داخل غشا مخاطي رحم نفوذ مي كند.
3- كيسه (پرده)زده يا آلانتوئيد (Disidua membrane) كه عبارت است از غشاي مخاطي جداره رحم پس از لانه گزيني تخمك كه بعدا جفت را تشكيل خواهد داد. و به اين دليل جفت ناميده مي شود كه همراه جنين از رحم خارج مي شود.
اين پرده ها مثل يك سد براي جنين عمل مي كنند و ماتع از آسيب هايي است كه به جنين مي تواند برسد. چون در فاصله بين پرده آمنيون و جنين مايعي وجود دارد كه توسط مايع مذكور ضربه ها خنثي مي شوند.
اما عده ديگري هم با توجه به سخن امام حسين كه در دعاي عرفه آمده (.....سپس مرا در ظلمت هاي سه گانه، در ميان گوشت، پوست و خون ساكن نمودي و ......) و جمع موارد قبلي مي گن:
منظور از سه فضا: سه فضاي بين پوست شكم و رحم، فضاي بين كوريون و آمنيون ، و فضاي بين آمنيون و جنين (حفره آمينوني كه داراي مايع آمنيوني است و اين ميع در اساس از خون مادر منشا مي گيرد.)

چه عدالتي موجب شهادت علي (ع) شد؟
قتل في محرابه لشده عدله
در محرابش به خاطر شدت عدلش كشته شد.
آيا اين عدالتي كه حضرت علي را كشت يك عدالت صرفا اخلاقي بود؟ نظير آنچه مي گوئيم امام جمكاعت يا قاضي يا شاهد يا بينه شرعي بايد عادل باشد؟
اينجور عدالت ها كه باعث قتل كسي نمي شود، بلكه بيشتر باعث شهرت و محبوبيت و احترام مي گردد.
آن نوع عدالت مولا كه قاتلش شناخته شد در حقيقت فلسفع اجتماعي او و نوع تفكر مخصوصي بود كه در عدالت اجتماعي اسلامي داست و خودش شديدا اصرار مي ورزيد كه عدالت اجتماعي اسلام و فلسفه اجتماعي اسلام صرفا همين را اقتضا مي كند.
او فقط عادل نبود بلكه عدالتخواه بود، فرق است بين عادل و عدالتخواه همانطوري كه بين آزاد و آزادي خواه تفاوت وجود دارد. يكي آزاد است يعني خودش شخصا مرد آزادي است و يكي آزاديخواهاست، يعني طفدار آزادي اجتماع است و آزادي هدف و ايده اجتماعي اوست و يا در مورد علم. يكي شخصا عالم است و يكي علاوه بر عالم بودن، طرفدار عموميت علم و سواد و تعليم عمومي است.
در مورد عدالت هم همين است. يكي شخصا ادم عادلي است و يكي عدالتخواه است، عدالت فكر اجتماعي او است، در آيه شريفه قرآن هم مي فرمايد: كونوا قوامين بالقسط يعني قيام به قسط يعني اقامه و بپا داشتن عدل و اين غير از عادل بودن از جنبه شخصي است.
حضرت علي خطاب به افراد فرمودند: آن عده اي كه دنيا آنها را در خود غرق كرده و املاك و نهر ها و اسبان عالي و كنيزان نازك اندام براي خود تهيه كرده اند، فردا كه اينها را از آنها مي گيرم و به بيت المال بر مي گردانم و به آنها همانقدر خواهم داد كه حق دارند، نيايند و نگويند كه علي ما را اغفال كرد،اول چيزي مي گفت و حالا طور ديگري عمل مي كند، علي آمد و ما را از آنچه داشتيم محروم كرد.من از همين الان برنامه روشن خود را اعلام مي كنم.
پس اينكه گفته اند قتل في محرابه لشده عدله منتهاي تصلب و تعصب در عدالتش بود كه قاتلش شد......
منبع: بيست گفتار مرتضي مطهري
توطئه قتل در مسجدالحرام ريخته مي شود....
امروز، روزي داغ ، از آخرين برگ فصل بهار است.
مكان:مكه! زمان : موسم حج!
قرارشان اين است كه به طور پراكنده و يكي بعد از ديگري وارد مسجد الحرام شوند. وقتي در كنار هم مي نشينند، به رازگويي باهم مشغول مي شوند.
بدنهايشان كوفته و اغصابي خرد شده دارند. از لاغري زياد، تيزي استخوانهاي زير پوستشان را مي شود ديد. چشمهايشان از شب زنده داري فرو رفته و پيشانيها از كثرت سجده ، سياه و پينه بسته شده است.
شكمهايشان از شدت گرسنگي روزه، به پشت چسبيده است.
آنها از مسلمانان بودند روزها را به روزه و عبادت و شبها را نماز و شب زنده داري مي گذراندند اما.......
آمده اند تا براي انجام كاري ناشدني بسيج شوند. اصلاح كار مسلمين !!!!
- كاش ما، خود را به خداوند مي فروختيم و نزد پيشوايان گمراهي مي رفتيم. سپس آنها را غافلگير ساخته و به قتل مي رسانديم. در چنين حالتي ملت و مملكت از دست تمام آنها آسوده مي شد، و انتقام خون برادران شهيد خود را در نهروان مي گرفتيم.
و گفتگوي خود را با همين انديشه و فكر ادامه دادند.
رفيق اول مي گويد:
_ من براي كشتن علي بن ابيطالب، آماده ام!
دومي از او سپاسگزاري كرده و مي گويد:
_ من نيز شر معاويه بن ابوسفيان را كوتاه مي سازم.
و رفيق سوم فاتحانه لبخندي زده و مي گويد:
_ عمر و بن العاص هم براي من ، او را به قتل خواهم رسانيد.
_وعده ما ، ماه رمضان
_شب ليله القدر (تا ثواب عملشان چندين برابر شود)
_سحر نوزدهم روز از ماه رمضان
ساعت موعود: بامداد روز جمعه هنگام برپايي نماز صبح
علي كشته عدالتش شد.........
اين شب چگونه سحر خواهد شد؟
رسول خدا و فاطمه (س) را ديد..
_ يا رسول الله رسواترين مردم بر منبر تو تكيه زدند و منصب خلافت را به ناحق غصب كردند...
_خداوند به صبري كه داشته اي پاداش فراوان نصيب تو خواهد كرد.
_ديدي يا رسول الله كه در سقيفه، با امر خلافت چه كردند؟
_روزي آنها در آخرت سياه باد.
_رسول الله ! چه دشمني ها و عناد و لجاجتها از امتت ديدم
_آنان را نفرين كن يا علي.
_خدايا! افرادي از آنان بهتر را به جايشان نصيب من بفرما به عوض من، كسي بد تر از من را نصيب آنها كن
مي خواهد در واپسين لحظات حيات خويش با دخترش حرفي زده باشد:
_مرغ ها را نران، مرانيد كه نوحه گرند...
علي بشتاب به سوي مسجد كوفه بشتاب وقت نزديك است!
ابن ملجم در مسجد خوابيده است؟ نه بيدار است به رو افتاده بر شمشيري كه زهري مرگبار بر خود دارد.
شگفتا! علي بيدارش مي سازد:
_ برخيز برخيز كه هنگام نماز است.
نماز آغاز مي شود.
سجده اول را مي گذارد. سر از مهر بر مي دارد.
آرامشي قبل از سجده دوم!
كساني كه در صف نزديك امام نشسته اند پرش برقي را بر فراز سر امام مشاهده مي كنند و سپس آخرين دم پر درد مولاي خويش را در نماز:
_الله ..... اكبر
فزت و رب الكعبه ......
به خداي كعبه آسوده شدم.....
راست گفت رسول خدا:
_اي علي بر سر و پيشاني تو ضربتي خواهد شد.... كه ريش صورتت را خضاب خواهد كرد.
گلچيني از كلمات نوراني كريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع)
در كيفر گناهان ديگران شتاب مكن و راهي را براي پوزش باز بگذار
شوخي هيبت انسان را مي كاهد و همواره شخص كم حرف بر ابهت خويش مي افزايد.
هر جماهتي كه به مشورت با يكديگر و همفكري پرداختند به كمال مطلوب رسيدند.
فرزندم با كسي دوست مشو مگر آنكه از حقيقت رفتار و كردارش آگاه شوي.
آنكاه كه نعمت ها تو را در بر گرفته اند شناختي از آنها نداري و چون از دستت مي روند قدر شناس مي شوي.
و بي ترديد محبت ما گناهان را از آدمي فرو مي ريزد هم چنان كه باد برگ درختان را
بدرستي كه بينا ترين ديده ها آن است كه در كارهاي خير نفوذ و حركت نمايد و شنواترين گوشها آن كه ياد آوري و پند ها را بشنود و از آن استفاده برد و سالمترين دلها آن است كه از شبهات پاك باشد.
پيشواي دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند زيبا و فرخنه حضرت علي (ع) با دختر گرامي پيامبر اسلام بود، در نيمه ماه رمضان در سال سوم هجرت در شهر مدينه به دنيا اومدن.
امام حسن از دوران جد بزرگوارشون چند سال بيشتر درك نكردند چون ايشان تقريبا هفت سال داشتند كه پيامبر بدرود زندگي گفت.
پس از در گذشت پيامبر تقريبا سي سال كنار پدرشون امير مؤمنان قرار داشت و بعد از شهادت حضرت علي(ع) در سال 40 هجري به مدت ده سال امامت امت را بر عهده داشتند و در سال 50 هجري به با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48 سالگي به شهادت رسيدند. و در قبرستان بقيع در مدينه به خاك سپرده شدند.
از عرش صدای ربّنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتی:
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

