فایل فلش برای دانلود
عنوان: ببین زانو زده یل ام البنین که زینب پایش از محمل گذارد بر زمین
لینک دانلود:
عنوان: ای که در باغ ولا منسب سقا داری ماه طاهایی و در دیده ما جا داری
لینک دانلود:
تحریف دیگر: یکی از ماجراهای حضرت اباالفضل و امام حسین (ع)
یکی از این قضایا راجع به روابط حضرت ابولفضل و حضرت سید الشهدا می گویند: روزی امیر المومنین علی علیه السلام در بالای منبر بود و خطبه می خواند. امام حسین علیه السلام فرمود: من تشنه ام، آب می خواهم، حضرت فرمود : کسی برای فرزندم آب بیاورد. اول کسی که از جا برخاست، کودکی بود که همان حضرت ابوالفضل العباس بود. ایشان رفتند و از مادرشان یک کاسه آب گرفتند و آمدند (آنهم با چه طول و تفصیلی). در حالی وارد شد که آن را روی سرش گرفته بود و آب هم می ریخت. امیر المومنین علی (ع) چشمشان که به این منظره افتاد، اشکشان جاری شد. به آقا عرض کردند: آقا شما چرا گریه می کنید؟ فرمود: بله قضایای کربلا یادم افتاد. معلوم است که این گریز به کجاها منتهی می شود...
حاجی نوری در اینجا بحث عالی ای دارد، می گوید: شما می گویید علی در بالای منبر بود و خطبه می خواند. علی (ع) فقط در زمان خلافتش بود که منبر می رفت و خطبه می خواند، پس در کوفه بوده ایت. خلافت حضرت امیر در کوفه در چه سالی بود؟ بین سال 36-41 . در آنوقت امام حسین در چه سنی بود؟ مردی بود تقریبا 33 ساله. می گوید: آیا اصلا این حرف معقول است که یک مرد 33 ساله در حالی که پدرش دارد مردم را موعظه می کند، خطابه می خواند، یکدفعه وسط خطابه بدود: آقا من تشنه ام، آب می خواهم؟ اگر یک آدم معمولی این کار را بکند، می گویید: چه آدم بی ادبی وبی تربیتی است. تازه حضرت ابوالفضل در آن وقت کودک نبوده، یک جوان در حدود پانزده ساله بوده است. یک چنین جعلی و تحریفی کردند...
حالا غیر از موضوع دروغ بودنش، از نظر ارزش آیا این شان امام حسین را بالا می برود یا پایین می آورد؟ مسلما پایین می آورد. یک دروغی به امام نسبت داده ایم و آبروی امام را بده ایم، طوری حرف زدیم که امام را در سطح بی ادب ترین افراد مردم تنزل دادیم که در حالی که پدری مثل علی دارد حرف می زند تشنه اش می شود، طاقت نمی آورد که جلسه تمام شود، حرف آقا را قطع می کند: من تشنه ام، بگویید برای من آب بیاورند....
نمونه هایی از تحریفات واقعه عاشورا
در این روزهای عزای حسینی هر کسی سعی می کنه حداقل یک بار هم که شده در یکی از مجالسی که برای امام حسین تشکیل می شه شرکت کنه. در این مجالس گاهی هنگام مصیبت خوانی ماجاهایی تعریف می شه که اصلا حقیقت نداشته است.
در اینجا سعی می کنم چند نمونه از تحریفات واقعه عاشورا را از کتاب حماسه حسینی شهید مطهری بذارم.
نونه اول:
می گویند: در همان گرماگرم روز عاشورا که می دانیم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خواند(یعنی نماز واجب را به صورت شکسته می خوانند)، امام فرمود حجله عروسی راه بیاندازید ، من می خواهم عروسی قاسم را با یکی از دختر هایم، لااقل شبهش هم شده، در اینجا ببینم.(حالا قاسم یک بچه سیزده ساله است.) چرا؟ آخر آرزو دارم، آرزو را که نمی توانم به گور ببرم. شما را به خدا ببینید، یک حرفی است که اگر به زن دهاتی بگویی، به او بر می خورد.
گاهی از یک افراد خیلی سطح پایین {می شنویم که} کن آرزو دارم عروسی پسرم را ببینم، عروسی دخترم را ببیتم. حالا در یک چنین گرماگرم زد و خورد که مجال نماز خواندن نیست، می گویند حضرت فرمود که من در همین جا می خواهم دخترم را برای پسر برادرم عقد کنم و یک شکل عروسی هم شده است در اینجا راه بیاندازم. یکی از چیزهایی که از تعزیه خوانی های قدیم ما هرگز جدا نمی شد، عروسی قاسم بود، قاسم نوکدخدا، یعنی نوداماد،قاسم نوداماد، در صورتی که این قضیه در هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد.
این مرد عالم، حاجی نوری، می گوید: اول کسی که این قضیه را در کتابش نوشته است، ملاحسین کاشفی بوده در کتابی به نام "روضه الشهداء" و اصل قضیه دروغ و صد در صد دروغ است. گفت:
بس که ببستند بر او برگ و ساز گر تو ببینی نشناسیش باز
اینم جواب دوتا پست قبل تر. اینکه چگونه امت پیغمبر فرزند پیغمبر را کشتند؟
اما اینکه چرا حزب ابوسفیان زمام را در دست گرفت، برای این بود که یک نفر از همین امویها که سابقه سوئی در میان مسلمانان نداشت و از مسلمانان اولین بود، به خلافت رسید. این کار سبب شد که امویها جای پایی در دستگاه حکومت اسلامی پیدا کنند، جای پای خوبی که خلافت اسلامی را ملک خود بنامند.
خصوصا با در نظر گرفتن این معما که عمر جمیع حکام را عزل و نصب می کرد و تغییر و تبدیل می داد به استثنا معاویه.
امویها سبب فساد در دستگاه عثمان شدند و مردم هم علیه عثمان انقلاب کردند و او را کشتند، و معاویه که همیشه خیال خلافت را در دماغ می پروراند، از کشته شدن عثمان استفاده تبلیغاتی کرد و نام خلیفه مظلوم، خلیفه شهید به عثمان داد و پیراهن خون آلود عثمان را بلند کرد و وجهه مظلومیت خلیفه پیغمبر را تقویت کرد و به مردم هم گفت: راس و رئیس کشندگان عثمان، علی علیه السلام است که بعد از عثمان خلیف شده و انقلابیون را هم پناه داده و چه گریه ها و اشک ها که از مردم نگرفت!!!
تمام مردم شام یعنی قبایلی از عرب که بعد از فتح اسلام در شام سکنی کرده بودند، یکدل و یکزبان گفتند که در مقام انتقام و خونخواهی خلیفه مظلوم تا قطره آخر خون خود حاضریم و هر چه تو فرمان دهی ما اطاعت می کنیم.
به این وسیله معاویه نیروی اسلام را علیه خود اسلام تجهیز کرد.
یک فایل فلش زیبا برای ایام محرم.
عنوان فایل: وقتی که چشمام روی هم بسته می شه.......
حتما دانلودش کنید خیلی قشنگه.
کم کم محرم هم داره از راه میرسه. واسه همین از این روز یک مقدار مطالب وبلاگ من هم محرمی می شه.
و این هم اولین مطلب:
چطور امت پیغمبر فرزند پیغمبر را کشتند؟؟؟
حادثه شهادت امام حسین (علیه السلام) نه تنها فجیع بود و نه تنها مظهر یک فداکاری عظیم و بی نظیر هست، حادثه بسیار عجیبی است از نظر توجیه علل روحی قضیه.
این قضیه 50 سال بعد از وفات رسول اکرم واقع شد و اونهم به دست مسلمانان و پیروان رسول اکرم و مردمی که معروف به تشیع و دوستی آل علی بودند و واقعا هم علاقه به آل علی داشتند،ولی در زیر پرچم کسانی که تا سه چهار سال قبل از وفات پیامبر با او جنگیدند و وقتی که مردم دیگر مسلمان شدند آنها هم اجبارا و با ظاهر مسلمان شدند (به قول عمار یاسر: اینان اظهار اسلام کرده اند اما اسلام نیاورده اند.)
ابوسفیان که در حدود بیست سال با پیامبر جنگید و در حدود پنج شش سال آخر عامل بزرگ تحریک علیه اسلام بود و حزب ابوسفیان یعنی امویها دشمن بزرگ پیغمبر بودند. بعد از 10 سال از وفات پیامبر، معاویه –که همیشه دوش به دوش پدرش با اسلام می جنگید-والی شام و سوره می شه و سی سال بعد وفات پیامبر ، پسر معاویه یعنی یزید خلیفه شد و با آن وضع فجیع فرزند پیغمبر را کشت به دست مسلمانانی که شهادتین می گفتند و نماز می خواندند و حج می رفتند و با آیین اسلام ازدواج می کردند و با این آئین مرده هاشون را خاک می کردند. این مردم منکر اسلام نبودند (خوب اگه بودند که دیگه معمایی در کار نبود) اینها حرمت امام حسین را منکر نبودند و نه معتقد بودند که نعوذ بالله امام حسین از اسلام خارج شده، بلکه عقیده آنها به طور قطع بر تفضیل امام حسین بر یزید بود.
حالا چگونه شد که اولا حزب ابوسفیان زمام حکومت را در دست گرفتند و ثانیا مردم مسلمان و بلکه شیعه قاتل امام حسین علیه السلام شدند، در عین اینکه او را مستحق قتل نمی دانستند بلکه احترام خون او از خون هر کسی در نظر آنها ببشتر بود.
پس واقعا چی شد؟؟؟؟
انشاالله ادامه داره
منبع: کتاب حماسه حسینی / مرتضی مطهری
بسم رب الحیدر ..
روز عید غدیر از بزرگترین اعیاد در عالم اسلام است تا انجا که هیچ عیدی به منزلت و شرافت این عید عزیز نمی رسد .
چرا که در این روز بود که دین خدا کامل گشت و نعمت خداوند تمام گشت :
الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا
امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم-
در این روز بود که کفار مایوس شدند و پرچم دین اسلام و شعار لا اله الا الله برای همیشه پابرجا ماند :
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کَفَرُواْ مِن دِينِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ
امروز، کافران از (زوال) آيين شما،مأيوس شدند؛ بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد!
در آن روز بود که رسالتی بدست حضرت محمد ص بر عالمیان عرضه شده که عرضه نشدن این رسالت مساوی بود با عدم ابلاغ رسالت خدا :
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْکَافِرِينَ
اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنى، رسالت او را انجام ندادهاى!
خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مىدارد؛ و خداوند، جمعيّت کافران (لجوج) را هدايت نمىکند.
عيد همتون مبارك و التماس دعا.................
منبع: سايت المبين

