سخن از ارباب دلها و محبوب قلوب شیعیان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام است .آن امامی که محبتش در قلوب شیعیان نقش بسته و هر انسانی که کمتر اعتقادی به وجود ان جناب دارد در دل خود یک دریا از محبت بی کران آن بزرگوار احساس میکند.بس خوشا و هزاران سعادت به کسیکه محبت این ارباب و مولا را در دل دارد : الأمالي للصدوق] القطان عن السكري عن الجوهري عن عمير بن عمران عن سليمان بن عمران النخعي عن ربعي بن خراش عن حذيفة بن اليمان قال رأيت النبي ص آخذا بيد الحسين بن علي ع و هو يقول يا أيها الناس هذا الحسين بن علي فاعرفوه فو الذي نفسي بيده إنه لفي الجنة و محبيه في الجنة و محبي محبيه في الجنة
از امالی صدوق نقل شده حذیفة بن الیمان می گوید دیدم نبی اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) را در حالیکه دست حسین بن علی علیها السلام را گرفته و می فرمایند :ای مردم این حسین بن علی است .پس او را بشناسید .قسم به آنکس که جانم در دست اوست بدون تردید او در بهشت خواهد بود و محبین او هم در بهشت خواهند بود و همچنین کسیکه محب حسین ع را دوست بدارد حتی اگر کسی حضرت اباعبدالله را دوست ندارد و فقط دوستدار ابی عبدالله را دوست بدارد در بهشت خواهد بود .پس صد خوشا و سعادت به کسیکه محب یک دوستدار امام حسین ع باشد. سخن بالاتر از بهشتی شدن است .محب ابی عبدالله علیه السلام محبوب خداوند هم خواهد شد در حدث نورانی و شریفی امده : الترمذي بسنده عن يعلى بن مرة قال قال رسول الله ص حسين مني و أنا من حسين أحب الله من أحب حسينا
حسین از من است و من از حسینم .خدا کسی را که حسین را دوست بدارد دوست می دارد! این خود نشانگر شدت و عظمت محبت خداوند به ابی عبدالله است که حتی محبان او را هم دوست دارد. سخن به اینجا منتهی نمی شود. هنوز مقام محب ابی عبدالله بالاتر از این حرفهاست :محمد الحميري عن سعيد عن نضر بن علي عن علي بن جعفر عن أخيه موسى قال أخذ رسول الله ص بيد الحسن و الحسين فقال من أحب هذين الغلامين و أباهما و أمهما فهو معي في درجتي يوم القيامة رسول خدا ص دست امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را گرفت و فرمود:کسیکه این دو جوان و پدرشان و مادرشان را دوست بدارد پس چنین شخصی در قیامت همراه من در درجه من خواهد بود سبحان الله همجواری با رسول خدا اشرف مخلوق خداوند و نزدیکترین مخلوق به خدا !مقامی دیگر برای محب ابی عبدالله علیه السلام
أبي عن سعد عن ابن عيسى عن أبيه عن عبد الله بن المغيرة عن محمد بن سليمان البزاز عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر ع قال قال رسول الله ص من أراد أن يتمسك بعروة الله الوثقى التي قال الله عز و جل في كتابه فليتوال علي بن أبي طالب و الحسن و الحسين فإن الله تبارك و تعالى يحبهما من فوق عرشه
رسول خدا ص فرمودند :هرکس بخواد به عروة الله الوثقی که خداوند در قرانش گفته تمسک جوید پس علی بن ابی طالب ع و حسن و حسین را دوست بدارد که خداوند متعال این ایشان را دوست دارد از بالای عرشش اینها همه نشانگر شدت علاقه و محبت خداوند به ابی عبدالله است که خداوند چنین سفره ای را تنها برای محبان ابی عبدالله چیده.زمانی که محبت داشتن به ابی عبدالله باعث بهشتی شدن انسان و هم جوار شدن انسان با رسول خدا ص هست کاملا مشخص می شود تا چه اندازه حضرت رب العالمین به وجود بنده و ولیش محبت دارد. و اما بازتاب این محبت و عشق از ابی عبدالله زمانی ظاهر می شود که خود ابی عبدالله مشتاق وواله لقاء رب و خدای خویش هست .در روز عاشورا نصر (نام یک ملک)بر ابی عبدالله نازل گشت و سپس ابی عبدالله را مخیر بین پیروزی و لقاء الهی نمود .ابی عبد الله علیه السلام لقاء خداوند و وصل به محبوب و حیبیش را ترجیح داد
.عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمَّا نَزَلَ النَّصْرُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ حَتَّى كَانَ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ خُيِّرَ النَّصْرَ أَوْ لِقَاءَ اللَّهِ فَاخْتَارَ لِقَاءَ اللَّهِ
واقعا این چیزی چز قدرت عشق نیست که سخت ترین بلاها بر کسی وارد بشود ولی ذره ای وانمود نکند بلکه ابراز رضایت کامل هم داشته باشد (الهی رضا برضاک) ابی عبدالله در سخت ترین شرایط مانند (تشنگی ، غربت ، از دست دادن عزیزین کسان و وداع جانسوز با اهل و عیال)بازهم فریاد الهی رضا برضاک بر زبان داشت .حقیقتا این حال شامل کسی جز عاشق و دل باخته حضرت حق نمی شود !
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
منبع: سایت المبین
بسمه تعالی
سال روز میلاد اسوه طهارت و عصمت الهیه و لیله القدر قرآنی ، حورای انسیه فاطمه زهرا (س) پاره تن پیامبر اکرم بر همه رهروانش مبارک باد
خوشا به سعادت آنانکه در تلاش شناخت اویند و سعی دارند او را اسوه و الگوی خود قرار دهند.
خدایا ما را چنین قرار ده.
اینم چند تا حدیث زیبا در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها
پیامبر خدا (ص): فاطمه پاره تن من است هر که او را شاد سازد مرا شاد کرده و هر که او را غمین کند مرا غمزده کرده است فاطمه عزیز ترین فرد برای من است.
منبع: البحار:43/23/17
پیامبر خدا (ص) خداوند بزرگ از میان زنان چهار تن را برگزید: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.
منبع: البحار 43/19/3
حسن و حسین بعد از من و پدرشان بهترین مردم روی زمین هستند و مادرشان برترین زنان روی زمین است.
منبع:البحار
فاطمه (صلوات الله علیها) وصیت کرد: نماز نخوانند بر من آنانگه پیمان خدا و پیغمبر را درباره امیرالمومنین شکستند و در حقم طلم نمودند و ارثیه مرا غصب کردند و نامه ی پدرم که در آن ملک فدک را به من بخشیده بود دور انداختند و شاهدانم را تکذیب کردند. بخدا قسم آنان جبرئیل و میکائیل و علی صلوات الله علیهم و ام ایمن بودند. امیر المومنین مرا با حسنین در شب و روز به درب خانه شان می برد ، من آنها را به خدا و رسول قسم می دادم که به ما ظلم نکنند و حق خدایی ما را غصب نکنند.
آنها در شب جواب مثبت داده و در روز ما را تنها رها می کردند، قنفذ را همراه عمر و خالد به خانه ما روانه ساختند تا پسر عمویم علی صلوات الله علیه را از خانه بیرون آورند، به خاط آن بیعت زیان باری که در سقیفه ی نبی ساعده صورت گرفته بود، ولی علی صلوات الله علیه از خانه خارج نشد چون مشغول انجام وصیت پیامبر صلی الله علیه و اله و سفارشات مربوط به همسران حضت و جمع آوری قرآن و بجا آوردن وصیت در مورد هشتاد هزار درهم به عنوان صدقه و دین بود. در این حال بود که چوب زیادی بر در خانه جمع کرده و آتش آوردند تا علی و ما را به آتش بسوزانند، من پشت درب بودم، آنها را به خدا و پدرم قسم دادم که رها و یاریمان کنند.
عمر تازیانه را از دست قنفذ ، غلام ابی بکر گرفت و با آن به بازوی من زد،آن تازیانه به بازوی من خورد و آن را کبود و زخم کرد با لگد محکم به درب خانه زد و در حالی که من حامله بودم آن را به شدت به سمت من هل داد ، من به صورت روی زمین افتادم و شعله های آتش زیانه می کشید و صورتم را می سوزاند.
قبل از آنکه بر زمین افتم چنان سیلی به صورتم زد که گوشواره ام از گوشم جدا شده و بر زمین پرت شد. در آنجا بود که درد زایمان را احساس کردم و محسنم صلوات الله علیه سقط گشت، او بدون هیچ جرمی کشته شد.
حال آیا اینهایی که خداوند و پیامبرش صلی الله علیه و اله از آنها بیزارند و من هم از آنها متنفرم می خواهند بر من نماز بخواند؟
امیر المومنین صلوات الله علیه به وصیتش عمل کرد و کسی را زا مراسم دفن آن مظلومه آگاه نفرمود.
توطئه قتل در مسجدالحرام ريخته مي شود....
امروز، روزي داغ ، از آخرين برگ فصل بهار است.
مكان:مكه! زمان : موسم حج!
قرارشان اين است كه به طور پراكنده و يكي بعد از ديگري وارد مسجد الحرام شوند. وقتي در كنار هم مي نشينند، به رازگويي باهم مشغول مي شوند.
بدنهايشان كوفته و اغصابي خرد شده دارند. از لاغري زياد، تيزي استخوانهاي زير پوستشان را مي شود ديد. چشمهايشان از شب زنده داري فرو رفته و پيشانيها از كثرت سجده ، سياه و پينه بسته شده است.
شكمهايشان از شدت گرسنگي روزه، به پشت چسبيده است.
آنها از مسلمانان بودند روزها را به روزه و عبادت و شبها را نماز و شب زنده داري مي گذراندند اما.......
آمده اند تا براي انجام كاري ناشدني بسيج شوند. اصلاح كار مسلمين !!!!
- كاش ما، خود را به خداوند مي فروختيم و نزد پيشوايان گمراهي مي رفتيم. سپس آنها را غافلگير ساخته و به قتل مي رسانديم. در چنين حالتي ملت و مملكت از دست تمام آنها آسوده مي شد، و انتقام خون برادران شهيد خود را در نهروان مي گرفتيم.
و گفتگوي خود را با همين انديشه و فكر ادامه دادند.
رفيق اول مي گويد:
_ من براي كشتن علي بن ابيطالب، آماده ام!
دومي از او سپاسگزاري كرده و مي گويد:
_ من نيز شر معاويه بن ابوسفيان را كوتاه مي سازم.
و رفيق سوم فاتحانه لبخندي زده و مي گويد:
_ عمر و بن العاص هم براي من ، او را به قتل خواهم رسانيد.
_وعده ما ، ماه رمضان
_شب ليله القدر (تا ثواب عملشان چندين برابر شود)
_سحر نوزدهم روز از ماه رمضان
ساعت موعود: بامداد روز جمعه هنگام برپايي نماز صبح
علي كشته عدالتش شد.........
اين شب چگونه سحر خواهد شد؟
رسول خدا و فاطمه (س) را ديد..
_ يا رسول الله رسواترين مردم بر منبر تو تكيه زدند و منصب خلافت را به ناحق غصب كردند...
_خداوند به صبري كه داشته اي پاداش فراوان نصيب تو خواهد كرد.
_ديدي يا رسول الله كه در سقيفه، با امر خلافت چه كردند؟
_روزي آنها در آخرت سياه باد.
_رسول الله ! چه دشمني ها و عناد و لجاجتها از امتت ديدم
_آنان را نفرين كن يا علي.
_خدايا! افرادي از آنان بهتر را به جايشان نصيب من بفرما به عوض من، كسي بد تر از من را نصيب آنها كن
مي خواهد در واپسين لحظات حيات خويش با دخترش حرفي زده باشد:
_مرغ ها را نران، مرانيد كه نوحه گرند...
علي بشتاب به سوي مسجد كوفه بشتاب وقت نزديك است!
ابن ملجم در مسجد خوابيده است؟ نه بيدار است به رو افتاده بر شمشيري كه زهري مرگبار بر خود دارد.
شگفتا! علي بيدارش مي سازد:
_ برخيز برخيز كه هنگام نماز است.
نماز آغاز مي شود.
سجده اول را مي گذارد. سر از مهر بر مي دارد.
آرامشي قبل از سجده دوم!
كساني كه در صف نزديك امام نشسته اند پرش برقي را بر فراز سر امام مشاهده مي كنند و سپس آخرين دم پر درد مولاي خويش را در نماز:
_الله ..... اكبر
فزت و رب الكعبه ......
به خداي كعبه آسوده شدم.....
راست گفت رسول خدا:
_اي علي بر سر و پيشاني تو ضربتي خواهد شد.... كه ريش صورتت را خضاب خواهد كرد.
گلچيني از كلمات نوراني كريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع)
در كيفر گناهان ديگران شتاب مكن و راهي را براي پوزش باز بگذار
شوخي هيبت انسان را مي كاهد و همواره شخص كم حرف بر ابهت خويش مي افزايد.
هر جماهتي كه به مشورت با يكديگر و همفكري پرداختند به كمال مطلوب رسيدند.
فرزندم با كسي دوست مشو مگر آنكه از حقيقت رفتار و كردارش آگاه شوي.
آنكاه كه نعمت ها تو را در بر گرفته اند شناختي از آنها نداري و چون از دستت مي روند قدر شناس مي شوي.
و بي ترديد محبت ما گناهان را از آدمي فرو مي ريزد هم چنان كه باد برگ درختان را
بدرستي كه بينا ترين ديده ها آن است كه در كارهاي خير نفوذ و حركت نمايد و شنواترين گوشها آن كه ياد آوري و پند ها را بشنود و از آن استفاده برد و سالمترين دلها آن است كه از شبهات پاك باشد.
پيشواي دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند زيبا و فرخنه حضرت علي (ع) با دختر گرامي پيامبر اسلام بود، در نيمه ماه رمضان در سال سوم هجرت در شهر مدينه به دنيا اومدن.
امام حسن از دوران جد بزرگوارشون چند سال بيشتر درك نكردند چون ايشان تقريبا هفت سال داشتند كه پيامبر بدرود زندگي گفت.
پس از در گذشت پيامبر تقريبا سي سال كنار پدرشون امير مؤمنان قرار داشت و بعد از شهادت حضرت علي(ع) در سال 40 هجري به مدت ده سال امامت امت را بر عهده داشتند و در سال 50 هجري به با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48 سالگي به شهادت رسيدند. و در قبرستان بقيع در مدينه به خاك سپرده شدند.
