اینقدر پشت سر مردم حرف زدیم که این کار واسمون خیلی راحت و مثل آب خوردن شده. دیگه واسمون فرقی نمی کنه که این بنده خدایی که داریم بهش همه چیز را می بندیم ممکنه پیش خدا یک منزلت و قربی داشته باشه. آخه از ظاهر آدما که نمی شه فهمید پیش خدا چه درجه و مقامی دارن.
تا حالا آیات 11 تا 17 سوره مبارکه نور را خوندیم؟ بهش فکر کردیم که چه قدر در جامعه ما رواج داره؟
در آیات 12 و 13 خدا می فرماید:
آیا سزاوار این نبود که شما مومنان زن و مردتان چون از منافقان چنین دروغها شنیدید حسن ظنتان درباره یکدیگر بیشتر شده و بگویید این دروغی آشکار است؟ چرا منافقان بر دعوی خود چهار شاهد اقامه نکردند پس حالیکه شاهد نیاوردند البته نزد خدا مردمی دروغ زنند.
تا حالا خیلی وقتا واسه اکثرمون پیش اومده که دوستانمون میان و میگن: شنیدی میگن فلانی اینقدر زمین داره و اینقدر خونه و کارخونه. ! شنیدی طرف دزدی می کنه و پول مردم را اینجور می کنه. و..... و خیلی حرفهای مشابه اینها. ما هم میشیم نفر بدی نقل کننده این حرفها و با هزار و یک آب و تاب بیشتر و اضافات دیگه واسه دوست دیگمون تغریف می کنیم و بعد هم تجزیه و تحلیلی و نفرینی هم به بنده خدا می کنیم. این آیات زیبا می گه که این کار گناه داره. بجای پخش کردن این حرفها بهتره حسن ظنمون نسبت به هم زیاد بشه. از کسی که این حرفو زده شاهد بخوایم اونم 4 تا. آخه آبروی مومن که الکی نیست که ما براحتی می ریزیمش.
یا در آیه 15 همین سوره می فرماید:
زیرا شما آن سخنان منافقان را از زبان یکدیگر تلقی کرده و حرفی بر زبان می گویید که علم به آن ندارید و این کار را سهل و کوچک می پندارید در صورتیکه نزد خدا بسیار بزرگ است.
واقعا نقل این حرفها واسه ما اینقدر عادی شده که به عواقبش فکر نمی کنیم ولی پیش خدا این کارا کم کاری نیست.
بهتره یک ذره بیشتر هنگام صحبت کردن دقت به خرج بدیم و براحتی در مورد بقیه صحبت نکنیم.
