آن در که جبرئیل امین بود خادمش اهل ستم به پهلوی خیر النسا زدند
وجود فاطمه، یاد پاک پیامبر (صلی الله علیه و اله) را زنده می کرد و رفتارش سیره عطرآگین او را تداعی می کرد و یاد آور روزگار شیرین با او بودن بود. کلمات حکیمانه اش را بیان می کرد و خاطراتی که مردم با پیامبر (صلی الله علیه و اله) داشتند را زنده می کرد. او اصرار به بیان وصایای پیامبر (صلی الله علیه و اله) داشت که از آن جمله تاکید پیغمبر بر جانشینی امیر المومنین بعد از خود بود و همه شنیده بودند این کلام معروف پیامبر به علی (علیه السلام) را که: تو برادر و وصی و وارث و جانشین من بعد از منی. بارها فرمود که او اولین نفر در ایمان و با تقواترین و دانا ترین و عابد ترین و کارآمد ترین و عادل ترین مردم بود. جالب اینکه علی (علیه السلام) هم اینها را به یادشان می آورد و آنها هم اقرار می کردند. چنانچه وقتی فاطمه (صلوات الله علیها) هم این موارد را در خطبه یاد آورشان شد آنها به آن اعتراف کردند و هیچ یک نتوانست آن را انکار کند یا در آن مغلطه نماید. آری حقایق روشن تر از آنست که مخفی مانده یا تحریف شود از این رو منافقان فکر کردند که با آدم کشی کارشان پیش می رود و می توانند مردم را از حقایق دور نگه دارند و در ورطه فراموشی جایش دهند پس مصمم شدند که یا علی را بکشند یا از او بیعت بگیرند از این رو بود که آگاهانه به آن صورت زهرا (صلوات الله علیها) را زدند و فرزندش محسن را کشتند، هیزم فراوان بر درب خانه جمع کردند و دستور دادند که خانه را بر سر هر که در آن است به آتش بکشند تهدید کردند که هر کس حکومت جدید غاصب را قبود نکند او را خواهند کشت!
منبع: کتاب محسن بن فاطمه نوشته مهدی فاطمی
